زندگی نامه و مشخصات شهید حسن علی
شهيد حسن علي در سال 1343 در تهران به دنيا آمد . پس از طي دوران كودكي وارد دبستان شد و از همان دوران كودكي چون خانواده داراي هيئت بودند ايشان نيز با مسائل ديني و مذهبي بيشتر آشنا شدند پس از پايان دوره ابتدايي تحصيلات راهنمايي خود را در جنوب غربي تهران منطقه امام زاده حسن به پايان رساند و در اين ايام انقلاب اسلامي در حال شكوفايي بود و او به اندازه خود در صحنه حضور مي يافت .بعد در زمان جنگ تحميلي با وجود اين كه به تحصيل نيز مي پرداخت و در آن زمان هنوز امام دستور حضور جوانان در جبهه را نداده بود و فقط با اجازه پدر و مادر مي توانستند وارد جبهه شوند ايشان نيز با امضاء رضايت نامه توسط پدر و مادر وارد جبهه شد و در عمليات بيت المقدس شركت كرد و از ناحيه پاي چپ مورد اصابت گلوله قرار گرفت و مدتي مجروح شد و حدود دو ماه در خانه بستري شد و بعد از آن خودش گچ پاهايش را باز كرد در صورتي كه عصب پاهايش هنوز كار نمي كرد ولي گفت كه مي خواهد برود به جبهه و اگر كاري هم نتواند انجام دهد مي رود تا آب دست رزمندگان بدهد تا اين كه دوباره به جبهه رفت و در عمليات پيروزمندانه مسلم بن عقيل شركت نمود او در اين تخريب چي بود و رفته بود راه را باز كند كه در ديد دشمن قرار مي گيرد . و در تاريخ 9/7/61 بر اثر اصابت تير به قلب به شهادت مي رسد و دوازده روز در بيابان مي ماند و بعد از آن به عقب منتقل مي شود .
و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون .
هرگز كساني را كه در راه خدا كشته مي شوند مرده مپنداريد بلكه آنان زنده هستند و نزد پروردگار خويش روزي مي برند .
اين وصيت نامه حسنعلي فرزند رمضانعلي است .من اكنون كه به لقاءالله مي روم چهره ام سياه است كه گناهان بزرگي را مرتكب شده ام ولي شنيده ام اولين قطره خون شهيد كه بر زمين بريزد گناهان او را پاك مي كند . گناه بزرگم عدم قدرشناسي و درك وجود پاك رهبرم و گناه ديگري عدم اداء حق پدر و مادر بر من و اميدوارم وقتي كه من از بين آنان مي روم شهامتي از خود نشان خواهند داد و با لبخندي حاكي از رضايت خاطر كه بر لب خواهند داشت مرا خواهند بخشيد .من از تمام فاميل ها و دوست و آشنايان طلب مغفرت مينمايم و اميدوارم خداوند متعال مرا ببخشايد و از سر تقصيرات اين مسكين در گذرد .
خانواده محترم شما اكنون وظيفه تان را در برابر پروردگارا انجام داديد و فردي را از بين خودتان براي الله به ارمغان فرستاديد و بدانيد كه چه بسا با اين كار اجري عظيم خواهيد برد و من از شما و بخصوص از پدر و مادر مهربانم تشكر مي كنم كه مرا به طرف مكتبم ((شهادت))هدايت كردند ، من در برابر خداوند شرمنده هستم كه نتوانستم زحمات شما جبران كنم .اي خانواده عزيز من به عنوان يك شهيد خيلي كوچك و گمنام به شما عرض كنم كه سعي كنيد از راهي كه مي رويد منحرف نشويد و هميشه گوش به فرمان اماممان باشيد و هيچ موقع او را تنها مگذاريد .
به عرضتان مي رسانم ،آن وسايلي كه مورد استفاده تان نيست از قبيل كتاب ها به انجمن اسلامي شهرك هديه بدهيد ولي سعي كنيد كتاب هاي ساده را برادر كوچكم استفاده بكند و آن كتاب مفاتيح الجنان مال
خواهرم است و يك كتاب ديگر به نام زندگاني حضرت فاطمه (س) هست كه مال خواهرم مي باشد .جنازه ام را در كربلاي ايران بهشت زهرا(س) دفن كنيد .
از پروردگار شهيدان برايتان صبر و استقامت و براي اسلام و مسلمين نصرت و عظمت مسئلت دارم .
والسلام علي من اتبع الهدي
بعدازظهر جمعه 20/1/61
شهدای همنام و مشابه با شهید حسن علی